علل و درمان کمرویی،خجالت و اضطراب اجتماعی در کودکان

1) بی میلی اجتماعی یا غیر اجتماعی بودن ( social Disinterestor unsociability )

در این حالت کودک میل و اشتیاقی برای بازی با دیگران و همسالان خود ( آشنا و ناآشنا ) ندارد و زمانی که با دیگر کودکان هست ترجیح می دهد به تنهایی و بطور فعالی بازی کند و به اصطلاح کودک یک حالت شیء گرایی دارد تا مردم گرا باشد. ازویژگیهای این حالت عدم وجود نگرانی و ترس از تعامل با همسالان است. یعنی کودک در صورت اجبار به فعالیت گروهی یا یک بازی جالب، وارد جمع می شود و به خوبی با دیگران تعامل می کند.
کودکان پیش دبستانی دختر بااین ویژگی در سنین بعدی ( دبستان ) قدرت و توانایی ادراکی شناختی بیشتری داشته و این مسئله در آنهاباعث می شود تا احساس خوبی نسبت به خود داشته و از آنجائیکه چنین ویژگی در دخترها چندان بار منفی نداشته و مورد پذیرش است و در ضمن دخترها قابلیت اجتماعی بیشتری دارند، لذا مورد پذیرش همسالان خود قرار خواهند گرفت. اما در مورد کودکان پیش دبستانی پسر با این ویژگی، قضیه کمی متفاوت است. بدین ترتیب که اگر چه قدرت ادراکی شناختی این کودکان در آینده نیز افزایش می یابد ولی از آنجائیکه از نقطه نظر تکامل اجتماعی و برقراری روابط با دیگر همسالان خود پیشرفت خوبی نداشته اند، لذا در دوران دبستان کمتر مورد پذیرش همسالان خود قرار گرفته و نتیجه نهایی آن پیدایش احساس منفی نسبت به خود ( اعتماد به نفس و حرمت نفس پایین ) خواهد بود.
وجود این ویژگی در دوران دبستان درهر دو جنس همواره با مشکل پذیرش همسالان و تصور و برداشت منفی در مورد خود و تنهایی و گاهی افسردگی همراه خواهد بود. از نظر اصطلاح تخصصی به این نوع گوشه گیری solitaryـ passive play or withdrawal نیز گفته می شود ومعمولاً ریشه در سرشت و طبع کودک ( محتاط /دیر جوش ) و الگوی پیوند عاطفی ناامن دوران کودکی دارد. البته کودکان خجالتی نیز ممکن است بطور واکنشی به ان نوع رفتار پناه ببرند.

2) ناظر و تماشاچی یا مردد بودن ( Reticency )

در این حالت کودک تمایل بهبودن و بازی کردن با دیگر همسالان خود را دارد ولی بدلیل اضطراب اجتماعی از درگیر شدن و شراکت خودداری کرده و از نظر رفتاری در گوشه ای فقط نظاره گر بازی دیگر کودکان می شود و به اصطلاح در اطراف آنها می پلکد. این حالت معمولاً در کودکان با والدین بسیار کنترل کننده، حمایت گر و مداخله گر بیشتر دیده می شود.

3) انزوای اجتماعی ( social Avoidance )

در این نوع گوشه گیری کودک نه تنها تمایل به تنها بازی کردن دارد بلکه از بودن و بازی کردن با دیگران نیز گریزان است. ماهیت روانی این گروه از کودکان خجالت شدید همراه با خشم و حتی درجاتی از افسردگی است.

توجه:

گوشه گیری به معنی نداشتن دوست ( ان ) صمیمی نیست. درواقع اکثر کودکان گوشه گیر یکی دو دوست صمیمی دارند و در سنین دبستان دوستی آنها معمولاً عمیق و پایدار است و اگر چه چنین دوستان صمیمی ممکن است تا حدی احساس منفی به خود در کودک را کمی کاهش دهند ولی قادر به جلوگیری از عواقب گوشه گیری نیست.

چند نکته:

ـ مهمترین عارضه خجالتی و گوشه گیری، درونی کردن مشکلات است که می تواند به صورت کاهش حرمت نفس، اضطراب، تنهایی و حتی افسردگی بروز کند.
ـ در صورت عدم اصلاح، اکثر موارد گوشه گیری و خجالتی بودن کودکان پیش دبستانی می تواند در سنین بعدی و حتی بلوغ ( به اشکال و انواع مختلف ) ادامه یابد.
ـ اگر چه ریشه اکثر موارد خجالت و گوشه گیری کودکان پیوند عاطفی ناامن است ( سال اول تولد ) ولی مطالعات نشان داده اند که پیوند عاطفی کودک با پدر ( خصوصاً تعامل مداوم و بازی کردن پدربا کودک در 1 تا 3 سالگی ) بیش از پیوند عاطفی کودک با مادر در اجتماعی شدن کودک و جلوگیری از گوشه گیری کودک موثر است.

علل گوشه گیری و تنهایی در کودکان

گوشه گیری و تنهایی نه یک اختلال و بیماری بلکه خود نشانه وجود اختلالی است که مهمترین علل آن در کودکان عبارتند از:
* خلق و خو و پیوندعاطفی:
دو عامل ارث ( طبع و مزاج ) و نوع پیوند عاطفی کودک با والدین مهمترین عوامل تعیین کننده اجتماعی شدن کودک هستند ( به مطالب قبلی مراجعه کنید ).
* افسردگی:
احساس تنهایی مهمترین علامت افسردگی است و از طرف دیگر گوشه گیری و تنهایی خود می تواندمنجر به افسردگی شود ( به کتاب« روشهای غلبه به افسردگی و رموز شاد زیستن »از همین مجموعه مراجعه کنید ).
* اختلال شخصیتی:
در سنین راهنمایی به بعد گوشه گیری یکی از یافته های ثابت برخی از اختلالات شخصیتی ( خصوصاً اختلال شخصیت منزوی ) است ( به کتاب « تست های شخصیتی »از همین مجموعه مراجعه کنید ).
* در خود فروماندگی ( Autism ):
در خود فروماندگی یکی از بارزترین و شدیدترین اختلالات تکاملی عصبی بوده و با اشکال در برقراری روابط اجتماعی با دیگران و رفتارها و حرکات کلیشه ای تکراری و ثابت مشخص می شود. این کودکان غالباً به چهره افراد نگاه نکرده ودیر صحبت می کنند و به جای ضمایر اول شخص مفرد ( من، به من، من را و مال من و... ) از نام خود استفاده می کنند و درگفتگو قادر به درک احساسات و هیجانات فرد مقابل ( عصبانیت، خشم، خوشحالی و... ) نیستند. سندرم آسپرگر ( Asperger syndrome ) نوع خفیف تر این گروه از اختلالات بوده و می تواند موجب اختلال ارتباطی شود.
** توضیح عکس:
شمای 3-3: الگوی تکاملی گوشه گیری در سنین و مراحل مختلف کودکی و نوجوانی
* اضطراب و ترس اجتماعی:
به مطالب بعدی مراجعه کنید.
* کمبود توجه و تمرکز و بیش فعالیتی (ADD & ADHD):
این گروه از کودکان بدلیل اشکال در برقراری ارتباس (نه بدلیل خجالت بلکه بدلیل عدم توجه )توسط همسالان خود طرد و دفع شده و غالباً منجر به گوشه گیری و انزوای اجتماعی آنها می شود.
-
-

خجالت کشیدن، کمرویی و ترسویی: shyness & Timidiness


در حوالی 2 تا 3 ماهگی خنده اجتماعی ( شادی و خوشحالی صورت و گاهی همراه با صدا در آوردن در پی دیدن چهره برخی از افراد ) و در حوالی 4 تا 6 ماهگی خشم و عصبانیت ظاهر می شوند. در حوالی 6 تا 8 ماهگی که شدت پپیوند عاطفی مادر و کودک قوت می یابد، پدیده ترس از غریبه ها ( strang warness /fear ) نیز ظاهر می شود ( روبرگردان از قیافه های غیر آشنا و ترس در صورت در آغوش گرفتن او توسط فرد، حتی اگر پدر یا مادر بزرگ و یا خاله ای باشد که هراز گاهی با کودک در ارتباط بوده و در ذهن کودک به عنوان فرد نا آشنا تفسیر می شود ). در همین زمان است که پدیده اضطراب جدایی ( separation anxiety ) نیز دیده می شود و تا حوالی 18 ماهگی ادامه می یابد. در این دوره ( 6 تا 18 ماهگی ) به واکنش کودک ( ترس یا اضطراب، اجتناب وپرهیز ) در برابر موقعیت جدید و ناآشنا ( درحضور پدر یا مادر ) مهار رفتاری ( behavaeoral inhibiotion ) یا اضطراب و ترس از تازه ها گفته می شود. اگر این واکنش ها نسبت به افراد و موقعیت اجتماعی تازه و ناآشنا باشد به آن خجالت ناشی از ترس یا اضطراب ( fearful or Anxious ) گفته می شود. این چنین خجالتی یک واکنش تطابقی با شرایط جدید بوده و توجه کودک را کمی افزایش می دهد.
از حوالی 15 تا 18 ماهگی کم کم قدرت ادراکی کودک افزایش می یابد و او قادر به شناخت خود به عنوان ماهیتی مستقل و متفاوت خواهد شد و مفهوم من در ذهن او شکل می گیرد و از این زمان به بعد است که کم کم عواطف و احساسات مرتبط به خودآگاه ( self conscious emotions ) از جمله شرم، احساس غرور و افتخار و گناه شروع به شکل گیری می کنند. اولین احساس شکل گرفته شده
مرتبط به خودآگاه، شرم و خجالت حضور است. ( exposure embarrassment ) در این حالت کودک در پی مورد توجه قرار گرفتن، تعریف، نگاه کردن خود در آینه و یا انجام کاری در برابر جمع دچار یک احساس مرکب و متناقض ودر نوسان بین اضطراب با اشتیاق، تنش با خشنودی و گرایش با اجتناب می شود. یعنی کودک از یک طرف تمایل و هیجان دارد و از طرف دیگر خود را کنترل می کند. کودک معمولاً از نگاه مستقیم به طرف مقابل خودداری کرده و سر خود را به زمین انداخته و یا فقط به دیگری هراز گاهی و آن هم اغلب زیر چشمی نگاه می کند. و ممکن است بدن خود را بچرخاند و یا انگشت دهان کند و یا با موهای خود ور برود. کودک معمولاً کم حرف شده و آرام و آهسته و یا کمی لرزان صحبت می کند ممکن است صورتش نیز برافروخته شود.
در حوالی 3 تا 4 سالگی کدک قادر به درک مفهوم دیگران نیز می شود و می تواند خود را از چشم ونظر دیگران ببیند و مورد ارزیابی قرار دهد و به اصطلاح از خود آگاه ( self ـawarenss ) به خودآگاهی ( self conscious ) برسد و بدین ترتیب آشکال شرم و خجالت خودآگاهانه نیز شکل می گیرد. در شمای 2 3 مراحل تکاملی شرم و خجالت و تفاوتهای آنها نشان داده شده است.

نکته:

برخی اعتقاددارند که حالتی از شرم و حیاء ( embarrassment ) حتی از همان 1 تا 2 ماهگی و شرم حضور از 8 تا 9 ماهگی در کودک قابل شناسایی است.

نکته:

شرم، احساسی است که در زمان مواجه شدن با موقعیت بوجود می آید ولی در خجالت، احساس قبل از قرار گرفتن از موقعیت نیز وجود دارد و در ضمن در شرم افزایش فعالیت سیستم عصبی خودکار نوع پاراسمپاتیکی و در خجالت نوعی سمپاتیکی وجوددارد.
بسیاری ازافراد، ترسویی را معادل کمرویی و خجالتی بودن درنظر می گیرند اگر چه بسیاری از افراد ترسو، کمرو نیز هستند ( و بالعکس ) ولی ترسویی در محدوده
و قلمرو اختلال هراس ( phobia ) قرار می گیرد که نمونه بعدی مشخص آن ترس از تاریکی و ترس یا هراس اجتماعی است .
شمای 2-3: مراحل تکامل شرم و خجالت بر اساس دو تئوری Buss و Lewis

مولفه ها

تئوری Buss

تئوری Lewis

 

خجالت اضطرابی/ترس

شرم حضور

 

Anxious/Fearful shyness

Exposure embarrassment

مرحله ادراکی

افتراق ناشنا از آشنا

درک از خود به عنوان ماهیتی مستقل ( پیدایش من)

سن شروع

7 تا 9 ما هگی

15 تا 18 ماهگی

برانگیزاننده ها

افراد غریبه یا ناآشنا، تجاوز به حریم، ارزیابی اجتماعی

مورد نظاره و توجه به دیگران قرار گرفتن، نمایش یا فعالیت در حضور دیگران، نظاره خود در آینه، مورد تعریف دیگران قرار گرفتن

 

خجالت خودآگاهانه

شرم خود آگاهانه

 

(Self- conscious shyness)

(Self- conscious embarrassment)

مرحله ادراکی

نگاه به خود از دید دیگران

درونی کردن استا نداردها و قواعدها

زمان شروع

4-5 سالگی

3 سالگی

برانگیزاننده ها

انگشت نما شدن، تفاوت داشتن با دیگران توجه و تمرکز دیگران

ارزیابی اجتماعی، خرابکاری کردن در برابر جمع، اشتباه سر زدن، تحقیر، سرزنش


عوامل و موقعیت های بوجود آورنده یا برانگیز اننده خجالت و شرم

ـ طبع و مزاج ( Temperament ) :
تمامی کودکان در زمان تولد بر اساس محتوی ژنتیکی شان ( و اثرات دوران حاملگی ) دارای یک سری ویژگیهای خلق وخویی هستند که می توان اکثر آنها را در یکی از سه گروه زیر قرار داد ( از همان روز و ماه اول تولد قابل شناسایی هستند ) :

1) محتاط / دیرجوش:

این گروه از کودکان ( 15% ) با تغییرا ت راحت نبوده و دیر به آنها عادت می کنند و با دیگران دیر جوش می خورند و در نتیجه کمرو و خجالتی به نظر می رسند. در این کودکان اکثر موارد زیر صدق می کند:
ـ آنها نیازمند یک مکان آرام و ساکت هستند و با سرو صدا بی قرار و ناراحت می شوند ( ازجمله موقع خوابیدن ).
ـ کودک به اسباب بازیهای جدید توجه چندانی نمی کند و در محیط های جدید کمی مضطرب و ناآرام است.
ـ با افراد جدید در ابتدا ساکت و کم حرف هستند.
ـ در خوردن حساس هستند ( فقط علاقه به برخی از غذاها نشان می دهند ).
ـ در آموزش دستشویی کمی مقاومت دارندو معمولاً دیر کنترل ادرار ومدفوع خود را بدست می آورند.
ـ در مجامع و زمین بازی کودکان تمایلی به دور شدن از والدین خود ندارند.
ـ لباس های قدیمی و راحت را به لباس نو ترجیح می دند.
ـ خواب های ترسناک زیاد می بینند.
ـ پوست حساس دارند و بیشتر دچار بیماری حساسیتی می شوند ( مثلاً آسم ).
ـ در کنار افراد آشنا راحت هستند.
ـ نسبت به انتقاد نسبتاً حساسیت زیادی دارند.
ـ در برابر تغییر در روال و آداب معمول مقاومت نشان می دهند.
ـ در بازی هم سن و سالان بیشتر نظارگر و تماشاچی هستند تا خود بازیگر باشند.
ـ تمایل به بودن و بازی باسایر بچه ها نشان می دهند ولی خود را از شرکت باز می دارند.

2) سخت/ پر انرژی و شلوغ کن:

این گروه از کودکان ( 20% ) بسیار فعال، حساس، برانگیخته و تا حدی بی قرار و ناشکیبا هستند. این گروه معمولاً نه تنها کمرو نیستند بلکه حالتی تداخل و شلوغ کن دارند.

3) آسان/خونگرم:

این گروه که در حدود 40 درصد کودکان را تشکیل می دهند بچه هایی آرام و آسانگیر بوده ( درخوردن، خوابیدن و... ) و با دیگران و شرایط و
محیط جدید راحت کنار آمده و خو می گیرند و در کل رفتاری دوستانه و مهربانانه تری دارند.

نکته:

خلق و خوی کودکان در دوران خردسالی تعیین کننده وضعیت و خصیصه های آنها در دوره های بعد زندگی شان نیست. زیرا عوامل محیطی ( خانواده، هم سن و سالان و... ) در شکل گیری نهایی شخصیت و ویژگی های افراد بسیار مهم هستنمد.
● والدین خجالتی:
اگر یکی از والدین خجالتی باشد هم از طریق انتقال ژنتیکی ( به ارث بردن ) و هم یادگیری رفتار از والدین می تواند موجب خجالتی شدن کودک شود.
● پیوند عاطفی ناامن:
کودک ناامن اصولاً به دیگران و شرایط اطمینان ندارد و می ترسد مورد انتقاد و سرزنش دیگران قرار گیرد و یا اینکه درست برعکس به خود اطمینان نداشته و نگران این است که مرتکب اشتباه و خرابکاری شود.
● والدین کنترل کننده یا خشن:
چنین والدینی کلاً اجازه شکوفایی توانمندی و توانایی کودک و در نتیجه حرمت نفس خوب را نمی دهند و کودک در این حالت نه به دیگران بلکه در مورد خود شک و تردید دارد و می ترسد که کاری ناپخته و یا احمقانه از او سر بزند و مورد انتقاد و سرزنش دیگران قرار گیرد و لذا برای پیشگیری از این مسئله در کل از دیگران دوری می کند.
● سابقه مورد تمسخر یا سرزنش قرار گرفتن در جمع:
حتی یک تجربه اجتماعی منفی جدی ( مثلاً بکار بردن کلمات نادرست همچون خنگ یا دست و چا چلفت درمقابل برخی از دوستان کودک ) می تواند موجب خجالتی و کمرو شدن کودک شود.
● خانواده انتقادگر یا کمال پرست:
توقع بیش از حد داشتن و یا انتقاد و سرزنش دائم باعث تخریب حرمت نفس کودک و در نتیجه کمرویی کودک می شود.
● جابه جایی محل زندگی یا تحصیل کودک:
در سنین دبستان و راهنمایی روابط دوستی قوی و نسبتاً پایدار بوده و جابجایی کودک می تواند در تکامل اجتماعی او اثرات منفی داشته باشد.
● وجود مسئله خجالت آور در خانواده:
وجود مسائلی خجالت آور و ناپسند در خانواده ( از جمله اعتیاد، طلاق پدر و مادر و... ) می تواند موجب خجالت وکمرویی کودک شود.
● خانواده خشک و سرد:
مهمترین اصل در تکامل عاطفی و شکل گیری درست حرمت نفس، ابراز عشق و محبت بی قید و شرط به کودک است ( از طرف هر دو والدین ). توجه و محبت به کودک نه تنها موجب لوس شدن کودک نمی شود بلکه از آن نیز جلوگیری می کند. کودکی که هسته ارزشمندی اش توسط والدین درست شکل گرفته باشد دیگرنه تنها نگران ارتباط برقرار کردن با دیگران نیست بلکه بدلیل درک بهتر احساسات وعواطف دیگران و ابراز احساسات خود، در دوست شدن و تعامل درست موفق تر خواهد بود.
● زیر ذره بین بودن:
اصولاً هر موقعیتی که باعث توجه دیگران به فرد ( کودک و بزرگسال ) شود و به اصطلاح فرد زیر نور افکن قرار گیرد ( از جمله وجود مسابقه، اشاره کردن به فرد در میان جمع ) می تواند موجب بروز خجالت شود.
-

نحوه برخورد با کمرویی، خجالت و گوشه گیری

در کودکان 2 تا 5 سال

اساس درمان کمرویی و گوشه گیری، شناسایی و درمان علت بوجود آورنده احتمالی آن است ( به مطالب قبلی مراجعه کنید ). علاوه بر درمان اختلال بوجود آورنده آن ( اگر وجود داشته باشد ) با بکار بستن یک سری اصول می توان در اکثر موارد آن را اصلاح نمود. اساس درمان کمرویی و گوشه گیری کودکان عبارتند از: اجتناب از اشتباهات تربیتی؛ اصلاح پیوند عاطفی ناامن ( تغییر ساختار فکری، احساسی و ادراکی )؛ تقویت اعتماد به نفس کودک و آموزش مهارتهای اجتماعی و حل مسئله و برخورد با مشکلات

توجه:

درمان ممکن است ماهها و گاهی چند سال طول بکشد.

الف) اجتناب از اشتباهات تربیتی

یکی از علل تشدید کننده و حتی بوجود آورنده کمرویی و گوشه گیری اشتباهات تربیتی است و متاسفانه برخی از والدین ناخواتسه و نادانسته مرتکب آن می شوند که مهمترین آنها عبارتند از:
ـ هرگز در حضور او بر چسب کمرویی و خجالتی نزنید و نگذارید دیگران نیز چنین کاری کنند. برای مثال اگر با فرزندتان در جمعی یا با فردی هستید و شخص سوم حتی از روی محبت ابراز می کند که فرزندتان خجالت می کشد، بلافاصله بگویید: « نه فقط کمی زمان می برد تا به دیگران و موقعیت جدید عادت کند ».
ـ هرگز خجالت و رفتار او را دست مایه خنده قرار ندهید ( اولاً کودکان حداقل تا 5 سالگی قادر به درک شوخی نیستند و ثانیاً انگشت گذاشتن روی نقطه ضعف دیگران تجاوز به حقوق دیگران و کاری ضد اخلاقی است تا چه برسد به اینکه مورد تمسخر و خنده نیز قرار گیرد ( با دیگران بخندیم نه بر دیگران ).
ـ هرگز، هرگز، هرگز!حتی به شوخی کودک را مورد تمسخر قرار ندهید و از کاربرد کلمات و برچسب های منفی ( خجالتی، ترسو، تپل، دست و پاچلفتی و... ) جداً خودداری کنید.
ـ نگرانی خود را در مورد مسئله ای که دارد، نشان ندهید.
ـ هرگز او را سرزنش یا توبیخ نکنید.
ـ اگر در گفتگویی فرزندتان پاسخ نمی دهد، بجای او جواب ندهید و معذرت خواهی نکنید و بلافاصله با بیان مطلبی تمرکز بر روی او را برطرف کنید.
ـ اگر کودکتان مورد تمسخر و یا سخنان نیش دار توسط همسالان خود قرارگرفت، او را حمایت کنید و نشان دهید که ناراحتی او را درک می کنید و درحد درکش توضیح دهید که چنین کاری نشان دهنده نقطه ضعف دیگری است نه او. در این موارد ذکر خاطره و تجربه دست انداخته شدنتان در دوران کودکی و نحوه برخورد شما با آن در تخفیف ناراحتی کودک بسیار کمک کننده خواهد بود.
ـ هرگز او را بادیگران مقایسه نکنید. شما می توانید رفتار خوب و مثبت کودک دیگری را که فرزندتان نیز شاهد آن بوده است با ظرافت مورد تائید و تشویق قراردهید ( مثلا رو به فرزندتان کنید وبگویی: اون کودک چه رفتار دوستانه و راحتی داشت، این طور نیست؟ )
ـ حتی کوچکترین حرکت و رفتاری مغایر با خجالت کشدین را مورد تحسین و تشویق قرار دهید ( چقدر قشنگ سن تو گفتی!و... )
ـ در مواردیکه کودک راحت نیست و خجالت می کشد یا احساس ترس و نگرانی دارد، اصرار در انجام آن کار نکنید.

ب) ایجاد احساس امنیت، اطمینان و اعتماد

یکی از جنبه های ذهنی فرد خجالتی و کمرو، داشتن شک و تردید نسبت به خود، دیگران و شرایط است. احساس امنیت و اطمینان در همان
یکسال اول تولد در ضمین و ذهن ناخودآگاه کودک شکل می گیرد و به آن پیوند عاطفی امن گفته می شود. کودک امن و مطمئن درضمیروذهن خود می داند که افراد عموماً قابل اعتماد هستند و می توان روی حرف و قول آنها اعتماد کرد. او بطور درونی بر این باور است که اکثر افراد خوب ومهربان بوده و قصد اذیت و آزار او و یا سوء استفاده از او را ندارند و به همین دلیل در ابراز احساسات وعواطف خود راحت است و با دیگران راحت تر ارتباط برقرار می کند. او باور دارد که پس از هر شبی روزی فرا خواهد رسید، بعد از هر سربالایی سرازیری وجود دارد و اگر چه درد و رنج در زندگی اجتناب ناپذیر است ولی تقریباً همیشه راهی برای رسیدن به آرامش و تخفیف درد و رسیدن به شادی وجود دارد و چنین حسی بوجود نمی آید مگر اینکه حداقل در سال اول تولد به تمامی نیازهای کودک بی درنگ، بطور ثابت و مهربانانه پاسخ داده شود. خوشبختانه بدلیل ویژگی شگفت انگیز مغز در ترمیم و شکل پذیری خود، پدر ومادر معمولاً به راحتی تا 4 5 سالگی و به سختی تا نوجوانی وقت دارند تا با دانش و رفتار درست و پشتکار، صدمات وارده به ذهن و روان کودک را تا حدود زیادی ترمیم کنند. برای این منظور بایستی در رفتار با او با ثبات ویکنواخت بود، صادق و باز بود، بر قول و قرارهای خود متعهد بود و به او اعتماد کرد. برای رسیدن به این هدف رعایت نکات زیر بسیار کمک کننده خواهد بود:
ـ محلی دلنشین و راحت را برای داستان وقصه گفتن و صحبتهای دو نفره مشخص کنید. کودک ممکن است بخواهد به شما تکیه دهد و یاسرش را روی پاهای شما بگذارد و یا اینکه روی مبل لم بدهد و با رو در روی شما بنشیند. هر طوری که کودک احساس راحتی و نزدیکی می کند، عمل کنید.
ـ هراز گاهی با هم آواز بخوانید و حرکات موزون و شاد انجام دهید.
ـ در مواقع بیرون رفتن اگر او مایل است، دست در دست هم دهید.
ـ دایم به دنبال نکات و رفتار خوب ومثبت اوباشید و آنها را بی درنگ مشخص و تحسین کنید ( نه به دروغ یا غلو ).
حداقل روی نیم ساعت از وقت خود را ( هر یک از والدین و یا هر دو با هم ) تماماً به با او بودن بدید و هرچیزی را که ممکن است موجب اختلال در این ارتباط شود، مرتفع کنید ( از جمله موبایل راخاموش کنید و یا به او توضیح دهید که بدلیل کار مهمی که دارید مجبورید آن را روشن بگذارید ) این زمان سوای از مواقعی است که شما به طور معمول باهم هستید ( نظیر مواقع شام یا آداب قبل ازخواب و... ).
ـ زمانیکه فرزندتان می خواهد با شما صحبت کند، اگر آب هم در دستتان هست و می خواهید به تشنه ای برسانید، آن را زمین بگذارید و با تمام وجود ( گوش، چشم و دل ) او را بشنوید. گفتارهای غیر کلامی کودک ( اخم، خشم، خنده و... ) را به همان اندازه کلام او بایستی جدی گرفت و واکنش و پاسخی درست نشان داد.
ـ حداقل هفته ای یکی دو بار او را به زمین بازی کودکان ببرید ( خصوصاً پدر ).
ـ هرازگاهی بازیهای گروهی که رنگ و بوی همکاری دارند، به راه بیاندازید ( مثلاً حدس زدن نام وسیله ای چیزی از طریق حرکات نمایشی یا نمایشنامه بازی کردن و... )
ـ در کارهای ساده از او کمک بخواهید و صرفه نظر از اینکه بدرستی و کامل انجام دهد یا نه، تشکر و سپاسگزاری کرده و کارش را تحسین کنید ( نظیر گلکاری، جمع کردن سفره یامیز غذا، شستن ماشین و... ).
ـ درامور مربوطه نظر او را نیز بخواهید و اگر خطر و اشکال جدی وجود ندارد، به آنها عمل کنید ( مثلاً رنگ اطاق و یا لباس هایش، یاهر دو سه بار یک دفعه او تصمیم بگیرد که برای غذا خوردن در بیرون خانواده کجا برود و... )
ـ درهر زمانی که دست بدهد و دلیلی برای آن دارید ( حتی خنده شیرینش ) او را در آغوش بگیرید و ابراز محبت و عشق کنید ( خصوصاً پدر در این زمینه بایستی تلاش بیشتری کند ) نگران لوس شدن او نباشید. محبت و عشق سپر دفاعی برابر لوس شدن است و نه عامل آن.
ـ قوانین و مقررات معدود ( حداکثر به تعداد انگشتان دست ) ولی ثابت و تخطی ناپذیر بگذارید ( مسواک زدن قبل از خواب، عدم بکار بردن کلمات زشت، خوابیدن در اطاق خود و... )

توجه:

تا سنین 3 سالگی وظیفه پدر و مادر است که تمامی تمهیدات لازم برای ایمنی و آزادی عمل کودک را بکار ببندند و به تذکر ومقررات پناه نبرند ( از جمله گذاشتن حفاظ برای تمامی پریزها، دور از دسترس قرار دادن چیزهای خطرناک، به گنجه بردن تمامی چیزهای شکستنی دسترس، جایگزین کردن ظروف فلزی یا نشکن به جای ظروف چینی و شیشه ای، تعبیه قفل ایمنی برای درب آشپزخانه و... ).
ـ یک صندوقچه یا گنجه مخصوص نگهداری وسایل و چیزهای مهمش تهیه کنید و در اختیار او بگذارید.
ـ در مواقعی که دور هم هستید ( مثلاً موقع صرف شام ) سعی کنید به مرور زمان هر کس چیزهایی جالبی را که در طول روز برایش اتفاق افتاده به دیگران بگوید و یا در مورد بعضی از مسائل هر یک از افراد خانواده نظر خود را ابراز کند.
ـ به کودک خود دروغ نگویید و چیزی را از او کتمان نکنید و بر حسب، سن میزان درک او و موضوع، با او باز و صادق باشید. برای مثال اگر باهمسرتان حرفتان شده است و فرزندتان می گوید « مامان ناراحت هستی؟ نگویید: نه چیزیم نیست ». بگویید: « آره پسر/دختر گلم! یه کم ناراحت و عصبانی هستم ولی از اینکه تو اینقدر باهوش هستی و فهمیدی و به فکر من هستی خوشحالم و ناراحتی ام یه خورده بهتر شد و... »
ـ دردادن قول بسیار دقیق باشید و بدون هیچ عذر و بهانه ای آنها را بدون هیچ کم و کاستی عیناً برآورده کنید.
ـ اگر با همسرتان مشکلات و اختلافات جدی دارید، حتماً به مشاوره خانواده مراجعه کنید. ( برای مطالعه بیشترمی توانید به کتب « مسائل ومشکلات زناشویی و راه کارها »و « پرورش، تربیت و مراقبت از کودکان 2 تا 5 ساله »از همین مجموعه مراجعه کنید ).

پ) تقویت حرمت و اعتماد به نفس

حرمت نفس در بستر و به موازات احساس امنیت واعتماد و الفت شکل می گیرد و بایستی علاوه بر رعایت نکات قبلی، موارد زیر را مد نظر قرار داد:
ـ موارد مربوطه به ایجاد احساس امنیت و اطمینان را رعایت کنید ( مطالب قبلی ).
ـ فرزندتان را همانطور که هست بپذیرید و توقع و انتظار بی مرود و بیش از حد نداشته باشید.
ـ محبت و عشق تمام خود را بی قیدو شرط به او ارزانی کنید ( کلامی و رفتاری از هر دو والدین. )
ـ دست از قهرمان پروری و منحصر به فرد کردن فرزندتان بردارید. اجازه دهید همانند دیگر کودکان او نیز ساده باشد و بچگی کند ( حتی اگر فرزندتان در زمینه ای واقعاً نابغه باشد، بایستی ترتیبی اتخاذ کنید تا سایر جنبه های وجود یاو نیز پرورش یافته و یک فرد کامل درآید و نه یک موجود عجیب و الخلقه ). بیشتر دانشمندان و نابغه ها حداقل در دوران کودکی تفاوتی با دیگر کودکان نداشته اند ( وحتی از برخی جهان پایین ترازحد معمول بوده اند ).
ـ اگر فرزندتان اشکال فیزیکی واضح واثر گذار قابل حلی دارد، حتماً آن را اصلاح کنید ( اگر لازم است طلاهای خود را هم بفروشید و آن را اصلاح کنید ).
ـ از حمایت بیش از حد و کنترل فرزندتان جداً خودداری کنید. بایستی متوجه مرز بی توجهی با کنترل کننده گی بود. به عنوان یک اصل کلی، کودکان تقریبا فقط از طریق آزمون و خطا می آموزند، توانمندیهایشان را شکوفا می کنند و خود را می شناسند ( چون حداقل تا 7 سالگی قدرت استدلال و تفکر منطقی ندارند ). نقش ناظری وحمایت گری والدین برای جلوگیری و محافظت کودکان ازخطرات، جدی ومهم است. بایستی اجازه داد تا کودک تمامی اعمالی کهدر حیطه توان و مرحله تکاملی اش است را خود انجام دهد و تا زمانی که تلاش درانجام آن دارد از دخالت در آن خودداری کرد ( مگر اینکه ترتیبی اتخاذ شود تا امکان موفقیت او افزایش یابد ).
بایستی در تمامی مواردیکه مرتبط با کودک است ( نوع غذا، لباس، بازی و... ) برای او دو سه انتخاب گذاشت و اجازه داد تا خود کودک از میان آنها انتخاب کند و ما فقط نقش حمایت گر داشته باشیم. برای مثال اگر می خواهید بااو به زمین بازی بروید،
می توانید دو نوع کفش و لباس مناسب که حدس می زنید کودک دوست خواهد داشت را به او نشان دهید و بگویید دوست دارد کدام را برای رفتن به پارک بپوشد.
حتی اگر کودک خواست کفش لنگه به لنگه بپوشد بااو مخالفت نکنید و فقط توضیح مختصر در مورد تناسب بدهید. نقش حمایتگری شما این است که دو لنگ دیگر را نیز با خود ببرید تا در صورت پشیمان شدنش استفاده کند ( لطفاً در این زمان هیچ کلام و رفتاری درمورد اشتباه کردن کودک و حق به جانب بودن خودتان ابراز نکنید. زیرا کار او نوعی خلاقیت است و حتی بایستی کودک به نحوی تحسین شود ).
ـ در کارها و فعالیت های کودک تا زمانیکه به مرز درماندگی و منصرف شدن نزدیک نشده است، دخالت نکنید. در این موارد ترتیبی اتخاذ کنید تا کودک در انجام آن کارهایی که در حیطه توانمندی اش است موفق شود و یا اینکه از او اجازه بخواهید تاشما به او کمک کنید ( در سنین دبستانی ).
ـ تمامی کودکان حداقل تا دوران بلوغ پیوسته در حال رشد و نمو و کسب توانمندی و مهارتی جدید هستند و روزی نیست که چند کار خوب انجام ندهند و مهارتهای جدید بدست نیاورند. تمامی آنها را شناسایی کرده و بخاطر آنها فرزندتان را با تمام وجود تحسین و تشویق کنید ( بدون اغراق و دروغ ).
ـ تا حد امکان از برانگیخته شدن حس مسابقه و مقایسه در کودک پرهیز کنید.
ـ دربازیها هرازگاهی ببازید ونشان دهید که شکست آخر خط نیست، بلکه پلی است به سوی تلاش بیشتر و موفقیت.
ـ هراز گاهی به عمد اشتباه کنید وبه فرزندتان نشان دهید نه تنها ما که برای او قادر مطلق به حساب می آیید نیز ممکن است اشتباه کنید، بلکه مسئولیت اشتباه خود را می پذیرید و سعی در اصلاح آن می کنید و از تلاش برای بهتر شدن و امید به اصلاح نیز دست نمی کشید. یکی از اشتباهاتی که می توانید مرتکب شوید، رها کردن باد شکم است. آری!باد شکم همان باد گلو است با کمی تفاوت در بو ( تفاوت مختصر در برخی ازمواد شیمیایی ) و همه افراد طبیعی و سالم روزانه چند لیتر باد شکم خالی می کنندو اگر چه در حضور دیگران کار درستی نیست ولی اگر از کنترل هم خارج شد ( که گاهی هم اتفاق می افتد ) فاجعه ای رخ نداده است. سعی کنید یکی دو بار در حضور فرزندتان ( و یاجمع خانوادگی ) به عمد باد شکم خود را رها کنید و آن را دست مایه خنده قرار دهید و به سادگی معذرت خواهی کنید. اگر این کار برایتان
سخت است می توانید به اتفاق فرزندتان درسایت YOU TUBE چند کلیپ خنده دار در این رابطه ببینید و باهم بخندید ( خصوصاً سنین 5 6 سال به بالا ).
ـ هراز گاهی به اتفاق فرزندتان مسخره بازی در آورید. مثلاً در زمین بازی یا پارک پا برهنه راه بروید، یا به کمک لوازم آرایش یا رنگ های بی خطر صورت یکدیگر را نقاشی کنید و اوقات شادی آور بوجود آورید و یا اگر مادر هستید سبیل بگذارید و اگر پدر هستید روسری سر کنید!و...
ـ هر ماه حداقل یک بازی نمایشی ( خصوصاً در غالب شخصیت های حیوانی و تغییر نقش ها ) راه بیاندازیدو یکبار نیز هر یک از اعضاء خانواده به نوبت در برابر دیگران ایستاده و شعر یا آوازی را بخواند.

نکته:

فرد با حرمت نفس خوب، خود را هرآنطور که هست می پذیرد و ارزشمند می داند، نقاط قوت و ضعف خود را می داند، به توانمندی خود
باور دارد، خود رادوست داشتنی می داند وآنچه را که درست می داند و دوست دارد، انجام می دهد و وظیفه والدین این است که در رفتار و گفتار خود دائماً چنین پیامهایی به کودک بفرستند و در این مسیر او را حمایت کنند.

توجه:

اولین روزی را که فرزندتان به شما نه گفت به عنوان روز شروع استقلال او جشن بگیرید و بهنظرات او احترام بگذارید وتا زمانیکه با اصول و مقررات مهم مغایرت ندارد با او کنار بیایید.

ت) آموزش مهارتهای اجتماعی

برای اینکه بتوانید فرزندتان را مناسب تر کمک کنید، ابتدا بایستی ماهیت و کیفیت خجالت فرزندتان را شناسایی کنید ( در چه مواقعی، با چه کسانی، درچه شرایطی و... ) تا تمرکز و توجه بیشتری در آن زمینه خاص به خرج داده و برنامه های مناسب تری طرح ریزی کنید. مهمترین مهارتهای اجتماعی در این سنین، بازی با همسالان، اصول صحیح گفتگو و دوست پیدا کردن و برقراری رابطه دوستانه است.

الگو و مفهوم بازی، همبازی و دوست در ذهن کودک

* کودک 2 ساله:
کودکان 2 ساله درکنار هم بازی می کنند و ممکن است نیمی از وقت خود را به نگاه کردن به یکدیگر بگذرانند و یا وسایل واسباب یکدیگر را بگیرند. آنها علاقه و توان مشارکت و بازی گروهی وبا هم بازی کردن را ندارند.
* کودک 2 تا 3 ساله:
مالکیت در این سنین مفهومی عینی ومکانی دارد و کودک اسباب بازیهایش را جزئی ازوجودش تصور می کند و چنین درکی را ندارد که اگر اسباب بازی اش را به همبازی اش بدهد پس از چندی برگردانده و مجدداً مال او خواهد بود ( فکر می کند که دیگر آن را از دست می دهد ). لذا چنین تصور نکنید که کودک بد یا خود خواه است. روند شراکت به مرور زمان شکل می گیرد.

توجه:

کودکان 2 تا 3 ساله هنوز تا حدود زیادی خود محور بوده و قادر به درک و پذیرش حس و نظر دیگری نیستند ( هرچقدر هم که به او توضیح بدهید. ). لذا وقتی باهم بازی می کنند انتظار کشمکش های متعدد را داشته باشید ( معمولاً کوتاه مدت و گذرا ) وهمواره در کنار آنها حضور داشته باشید تا از بروز برخورد فیزیکی جلوگیری کنید.
* کودک 3 و 4 ساله:
در این سنین کودکان از طریق بیان و جوه مش
/ 0 نظر / 25 بازدید