نکات مهمی که معاونین آموزشی ،تربیتی،انضباطی باید بدانندو آنها را به والدین دانش آموزان خود انتقال دهند

در جریان تحقیق در زمینه‌ی مسائل تربیتی و روان‌شناسی کودک، صاحب‌نظران، اندیشمندان و مربیان به صورت مستقیم توصیه‌هایی را در رابطه با تربیت کودک و نوجوان اظهار داشته‌اند؛ جمع‌بندی آنها و لیست‌کردنشان کمک شایانی به والدین و مربیان می‌کند.


می‌توان به جرأت گفت که کلّ محور مطالب تربیتی و روان‌شناسی کودک، همین مجموعه مسائل است که در کتاب‌های مختلف هرکدام به شیوه‌ای و زبانی با ایدئولوژی‌های مختلف و باورهای متفاوت، طرح شده است. اگر والدین و مربیان محترم بتوانند به موقع نکات تربیتی را کاربردی کنند هم والدین، هم مربیان و همچنین جامعه، به اهداف مطلوب خویش که همانا تربیت نسلی شایسته است، رسیده‌اند. اصولاً نکات مفید اغلب در لابلای بحث و مطالب از خواننده گم می‌شود، مگر کسانی که با دقّت و مهارت لازم همانند غوّاص در دریای مطالب و کتاب‌های نوشته شده، گوهر گم شده‌ی خود را بدست آورند لذا احساس کردم جمع‌بندی و لیست جملات شیرین و پر از حکمت صاحب‌نظران تربیتی، کمک قابل ملاحظه‌ای به والدین محترم می‌کند. امیدوارم والدین نکات لیست‌شده را همانند نسخه‌‌پیچی که نسخه را می‌پیچد و دستور تجویز آن را برابر نظر دکتر سفارش می‌کند، والدین هم نکته‌ها را این گونه به موقع برای کودکان تجویز نموده، و همانند پرستاری دلسوز، از جسم و روان‌ فرزندان‌شان مراقبت نمایند.

1ـ از حکیمی پرسیدند زمان تربیت، چه زمانی است؟ در جواب گفت: 20 سال قبل از تولد کودک. یعنی آنچه در تربیت نقش اساسی دارد، تربیت والدین است.

2ـ والدین برای جلوگیری از معاشرت کودکان و نوجوانان با دوستان ناباب، آنان را صریحاً منع نکنند چون کودکان و نوجوانان علاوه بر این که جدّی می‌شوند، از دوستانشان دفاع می‌کنند، بلکه از آنان بخواهند به قوانین خانواده عمل کنند.

3ـ والدین کودکان را در شرایطی قرار ندهند که ناچار به دروغگویی باشند، بلکه با دید گذشت و عفو، زمینه‌ی راستگویی را برای آنان فراهم کنند.

4ـ سلام پیام صلح و آشتی است. در عادت دادن کودکان به سلام کردن، والدین الگو و پیشقدم باشند، که هم اثرات الگویی داشته و هم به آنان شخصیت بخشیده‌اند.

5ـ یکی از عوامل رشد شخصیت کودکان واگذاری مسئولیت به آنان است. والدین در خریدهای سر کوچه این مأموریت را به صورت تدریجی به آنان واگذار کنند؛ البتّه با نظارت و حسابرسی.

6ـ ایجاد مساوات و عدالت، در بین پسر و دختر و دست کشیدن بر سر کودکان، هم زمینه‌ساز‌ی تقویت عاطفه است، و هم نزدیکی با کودکان و هم پیشگیری از حسادت.

7ـ عادت دادن کودکان به برنامه‌های خاص، برای پیش‌گیری از بی‌نظمی در مدیریت آینده‌ی آنان مؤثر است. اما نباید بیش از حد کودکان را محدود کرد.(کانت)

8ـ عادت‌دادن کودکان به نظم‌پذیری باید با عنایت به آزادی آنان صورت گیرد. به نحوی که منجر به روحیه‌ی بردگی در کودکان نشود.

9ـ والدین باید کودکان را طوری تربیت کنند در سنینی نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد. به شیوه‌ای که نه خود را برتر از دیگران بداند، و نه زیردست دیگران شوند. (کانت)

10ـ عفو و گذشت در تربیت، حالتی است که برای کودکان بالاتر از عدالت است، چون عفو مقدّم بر عدالت و مجازات است.

11ـ والدین بدانند تربیت ناز پروردن و تربیت برده‌داری و سخت التزامی، هر دو مذموم هستند. بلکه تربیت مطلوب، تربیتی معتدل و میانه‌رو است. (کانت)

12ـ اگر تنبیهی صورت گرفت،‌ باید در نهایت حزم و دوراندیشی باشد؛ برای اینکه تنبیه مؤثر افتد، نباید هنگام اجرا با خشم همراه باشد، تا کودکان دریابند هدف اصلاح آنان است، نه اعمال نظر. (کانت)

13ـ بذر، نه سیب است نه خرما، ولی با تربیت قابلیت آن را بدست می‌آورد، تا با پرورش، درخت سیب و خرما شود. استعداد کودکان خیلی بیشتر از یک درخت سیب و خرماست. (امام غزالی)

14ـ راه تزکیه‌ی نفس، عادت کردن به افعال صادره از نفس است، تکرار فضایل در زمانی هر چند کوتاه باشد، در شخصیت انسان مؤثر است. (امام غزالی)

15ـ هم‌نشینی با بزرگان و مجالس آنان، در شخصیت اجتماعی و روانی کودکان اثر مستقیم دارد. (امام غزالی)

16ـ علم بدون ادب، مانند آتش بدون هیزم است. و ادب بدون علم، مانند روح بدون جسم است. والدین باید زمینه‌ی هر دو را فراهم کنند. (امام غزالی)

17ـ فرزندان خود را به انجام امر خیر عادت دهید، چون امر خیر در اثر عادت ورزیدن به آن حاصل می‌شود. (عبدالله بن مسعود)

18ـ هیچ بایدی نیست که در مقابل آن نبایدی وجود نداشته باشد، کار والدین و مربّیان معرفی بایدها و نبایدها به کودکان، و تربیت آنان بر اساس بایدها و نبایدها است. (هوارد سلزام)

19ـ برخورد مثبت با نوجوانان، برشمردن نقاط مثبت آنان است، زیرا سبب تشویقشان را فراهم می‌کند. والدین از برملا کردن عیب و ایراد نوجوانان، پرهیز نمایند.

20ـ یکی از نشانه‌های خانواده‌ی موفق و بانشاط، ارتباط کلامی و عاطفی است. فضای گرم و صمیمی خانواده، بستری مناسب برای ارتباط کلامی است.

21ـ صادق بودن در گفتار و رفتار والدین، سبب افزایش اعتماد فرزندان به آنان شده، و در تربیت دارای اثر بسیار است.

22ـ دادن تصویر ذهنی مثبت به کودکان، سبب رشد شخصیت و مثبت‌نگری در آنان می‌شود. مثبت‌نگری زیربنای مناسبی برای تربیت سالم آنان است.

23ـ والدین برای رشد اعتماد به نفس کودکان آنان را تشویق کنند، که نقاط ضعف خود را پنهان و مخفی نکنند، تا به موقع اصلاح و هدایت شود.

24ـ والدین به کودکان و نوجوانان اجازه‌ی اظهار نظر و اظهار وجود بدهند، و برای آرای آنان احترام قائل شوند. نظرات اصولی آنان را بپذیرند و نظرات غیراصولی آنان را مستدل و حکیمانه، رد نمایند.

25ـ جلسات مشورتی بین اعضای خانواده به‌ویژه نوجوانان، ماهانه، فصلی یا در مواقع ضرورت، تأثیر بسیار در رشد شخصیت و هدایت آنان دارد.

26ـ والدین کودکان را از مباحث خرافی و موضوعات غیرمنطقی نترسانند، بحث‌ها را در حدّ توان و درک کودکان، تشریح و تبیین نمایند.

27ـ تنبیه باید متناسب با عمل خلاف باشد، تنبیه همراه با خشم و غضب مرز و حدّ را می‌شکند، و به شخصیت روانی کودکان آسیب می‌رساند.

28ـ پرورش ذهن در سه مرحله صورت می‌گیرد: مرحله‌ی اوّل‌: تخریب و شکستن باورهای غلط و نادرست با استدلال منطقی. مرحله‌ی دوّم: ‌پاکسازی و بیرون ریختن آنها، و مرحله‌ی سوّم: قرار دادن اندیشه‌ها و نکته‌های مثبت در ذهن کودکان. والدین باید همانند معماری هر عمل را در جای خود انجام دهند تا به وضعیت مطلوبی در تربیت برسند.

29ـ پرورش روان سالم در گرو طرد افکار زجر دهنده‌ در کودک، حلّ عقده‌های کودک، رفع ترس و نگرانی درونی او، رفع کم‌رویی و کم‌اعتمادی و ایجاد روحیه‌‌ای با حسّاسیت مطلوب در کودکان است.

30ـ عدم‌ حساسیت ناشی از دو عامل است: 1ـ روحیه‌ی رفاه‌طلبی و آسایش‌خواهی 2ـ روحیه‌ی سرخوردگی و بی‌علاقگی به امور زندگی؛ ایجاد حسّاسیت مطلوب برعهده‌ی والدین و مربیان است.

31ـ چهار محور اصلی در دروغگویی کودکان عبارتند از:

الف) بی‌اعتمادی به والدین

ب) ترس از عواقب راستگویی

ج) بدآموزی کودک که اصولاً از اطرافیان می‌آموزد.

د) جلب توجّه‌ی اطرافیان با دروغ

عکس‌العمل به‌موقع والدین، پیشگیری از دروغ کودکان است.

32ـ اصلاح و بازسازی دروغ‌گویی:

الف) نشان دادن ارزش راستی

ب) اجازه‌ی بیان احساسات صریح به کودکان

ج) الگو بودن والدین در راستی و پرهیز از دروغ

د) بخشیدن کودک در صورت خطا

هـ) پند و اندرز به‌موقع و اظهار تنفّر از دروغ.

33ـ ترس از شکست، تمسخر و تحقیر و تصوّر منفی، سه عامل اساسی در راه عدم خلاّقیت هستند. نقش والدین کم‌رنگ کردن ترس‌های درونی و محوکردن آنهاست.

34ـ خلاقیت گُل لطیفی است که تحسین کردن آن را به شکوفایی وا می‌دارد و مأیوس‌کردن غالباً آن را در غنچه می‌خشکاند.

35ـ از نظر علمای تربیتی، کودکان در سه ‌سالگی در مرحله‌ی «انکارند» یعنی امرپذیر نیستند، در سن شش‌سالگی «سرکش»‌اند، باید با آنها مدارا کرد و در سن هفت سالگی «پرتوقّع‌»‌اند، باید در این مراحل و با درک این شرایط، با آنان برخورد مناسب صورت گیرد.

36ـ ویژگی‌های دوران قبل از بلوغ: ناسازگاری، استقلال‌طلبی، مقاومت، موضع‌گیری درمقابل والدین و گاهی مربیان است، نقش والدین شناخت و موضع‌گیری صحیح در برابر آنان است.

37ـ یکی از وظایف والدین و مربیان در پرورش ذهن کودکان این است که، باید ذهن را طوری ساخت تا نیکو ارزیابی کنند و نقّادی به ‌موقع داشته باشند، خوب داوری کنند همه‌ی اینها درگرو هدایت درست، دادن اطلاعات صحیح و به‌موقع به کودکان است.

38ـ والدین نباید برای تنبیه روش واحدی را به‌کار ببرند، با توجّه به قضاوت‌های فردی، این شیوه جواب نمی‌دهد. امام غزالی می‌گوید:‌(والدین باید همانند طبیب رفتار کنند، طبیب برای بیماران یک داروی واحد تجویز نمی‌کند)

39ـ روش موفّق در معالجه، روش تدریجی از ضعیف به شدید است. این هم در شرایطی صحیح است، که تمام راه‌ها تجربه و آزمایش شده باشد.

40ـ والدین، باید قبل از تنبیه، علل انحراف را شناسایی کرده، و به سن و سال و فهم و شرایط کودکان آگاه باشند.

41ـ تذکّر همراه با سرزنش مفید نیست، چون سرزنش اثرات مفید تذکّر را پاک، و درون کودک را آشفته می‌کند، و از پذیرفتن تذکّر سرباز می‌زند.

42ـ زدن کودک قبل از ده سالگی، تأثیرات درونی بسیار بر جا می‌گذارد، والدین از زدن کودکان، در سنین پایین پرهیز نمایند.

43ـ ویژگی‌های یک مربی موفّق: علم، تقوا، اخلاص، صبر و بردباری و احساس مسئولیت است، والدین در صورت بهره از خصال فوق، موفّق می‌شوند.

44ـ سخت‌گیری و قساوت در برخورد با کودکان، موجب ترس و ضعف می‌شود و کودکان را به مسئولیت‌گریزی در زندگی عادت می‌دهد.

45ـ زدن کودکان در حالت خشم شدید، موجب زیان جسمی و شکست روانی کودکان است. والدین لازم است از چنین اقدامی پرهیز نمایند.

46ـ لازم است خطاب با کودکان و نوجوانان خطابی آرام‌بخش و تأثیرگذار باشد؛ چون خطاب «یا بُنَی» ای فرزند دلبندم! بارها در قرآن تکرار شده است.

47ـ لازم است راهنمایی و نصایح کودکان، ضمن خطاب آرام‌بخش همراه با پند و اندرز ‌باشد؛ چون پندهای قابل فهم، تأثیر شگفتی در روان کودکان دارد.

48ـ گاهی به‌جای سرزنش مستقیم کودکان و نوجوانان، آنان را با استفهام شروع کنید، چون استفهام مؤدبانه‌تر از سرزنش است؛ و روان در مقابل آن بیشتر متأثر می‌شود. از این نظر است که قرآن استفهام انکاری زیادی دارد.

49ـ توصیه‌ها و نصایح همراه با شوخی مطلوب، تأثیر روانی داشته، و سبب رفع خستگی در کودکان می‌گردد.

50ـ پند و اندرز در فرصت مناسب اثراتش بیشتر از بی‌موقع بودن است. و از نظر آموزشی، و تربیت تشخیص شرایط، یکی از اصول آموزش مفید است.

51ـ آزمایش امانت‌داری در کودکان، یکی دیگر از کارهای تربیتی است. والدین، صداقت و عدم صداقت آنان را مورد آزمایش قرار دهند، امّا بدون سرزنش در صورت خطا.

52ـ والدین در صورت مشاهده‌ی رفتار سوء ‌اجتماعی در کودکان، راه صحیح آن را به تدریج و به روش حکیمانه به آنان نشان دهند. چون ریشه‌کنی رفتار سوء زمان کافی می‌خواهد.

53ـ خطوط متقابلی که در روان انسان وجود دارد عبارتند از:

الف) بیم و امید ب) نیروی حسی و نیروی معنوی ج) میل به خوشی و گریز از اکراه   د) واقع‌بینی و تخیل گرایی هـ) محسوس و نامحسوس و) میل به فردگرایی و جمع‌گرایی ز) نیروی اجبار و داوطلبی ح) منفی‌نگری و مثبت‌نگری.

 تربیت سالم و فراگیر، تربیتی است که هرکدام از خطوط فوق را به‌ موقع فعّال و هدایت نمود.

54ـ گوشه‌ای دیگر از تربیت، تربیت فکری است. مقصود از تربیت فکری، آموزش علوم دینی و علوم معاصر، و دستاوردهای بشری است.

55ـ گام اوّل تربیت اجتماعی، آموزش کودکان و التزام به مقررات اجتماعی و اصول ارزشمند جامعه است؛ که رعایت آنها ضروری می‌باشد. بدون آگاهی، فرستادن کودکان به جامعه، اثرات سوء به دنبال دارد.

56ـ تربیت اجتماعی بر پایه‌‌های زیر استوار است: حق والدین، حق اقوام و خویشاوندان، حق همسایه، حق معلّم حق دوست. این حقوق عبارتند از: رفتار نیکو و پرهیز از آزار و اذیت آنان.

57ـ آموزش قرآن، حدیث و اخبار گذشتگان و اندیشه‌ اسلامی، به کودکان، از ضروریات تربیت اسلامی است.

58ـ آشنا کردن کودکان با مسجد، آشناکردن او به اوّلین و سالم‌ترین کانون اجتماعی مردمی است. چون در باور دینی مسجد یکی از قوی‌ترین ارکان تکوین فرد و جامعه است.

59ـ کودکان همان اندازه از والدین و مربیان درس ادب و اخلاق می‌آموزند، به همان اندازه دوستان الگوی سوّم آنانند، پس والدین برای کودکان، دوستان و هم‌ بازی‌های سالم و بااخلاق انتخاب کنند.

60ـ تأثیرگذاری در دوستان کودکان، باعث می‌شود که والدین در کودکان غیر مستقیم کار تربیتی انجام داده باشند.

61ـ تذکّر دایمی و به ‌موقع به کودکان و نوجوانان، سبب می‌شود که شرّ و فساد در چشم او ناپسند آید و از هر آنچه موجب گمراهی و بی‌بند و باری او می‌شود، متنفر گردد.

62ـ افشاسازی پدیده‌های لغزش‌ساز و انحرافی، مربی و والدین را کمک می‌کند که کودکان و نوجوانان به آسانی از باطل رها شوند و راه درست را در پیش گیرند.

63ـ خلوت‌گیری چند نفره نوجوانان طرح و برنامه‌هایی است که محل خلوت را برای اجرای برنامه‌های خود برمی‌گزینند. والدین باید کاملاً مراقب باشند و از خلوت نگاه‌داشتن آنان پرهیز نمایند.

64ـ والدین و مربیان، باید خود الگوی تربیتی باشند. چون در دوران کودکی تربیت براساس الگو شکل می‌گیرد. (ارائه‌ی الگوی مناسب)

65ـ توجّه و محبّت کافی به کودکان، گفت‌وگو با آنان، گوش دادن به سخنان آنان و وقت گذاشتن برای کودکان باعث ازدیاد اعتماد به نفس در آنان می‌شود.

66ـ پرهیز از تحقیر کودکان و کوچک شمردن آنان در حضور جمع.

67ـ پرهیز از القاب زشت و تحقر‌آمیز، نسبت به کودکان.

68ـ دادن مسئولیت به کودکان برای خوداتکایی، و رفع عدم وابستگی به دیگران.

69ـ دادن حق انتخاب به کودکان، کودکانی که توانایی انتخاب کردن دارند، کمتر از دیگران تقلید می‌کنند.

70ـ توجّه به تفاوت‌های فردی،  هر کودکی توانایی‌های خاص خود را دارد، که باید آنها را پرورش داد. مقایسه کردن کودکان، اعتماد به نفس آنان را از بین می‌برد.

71ـ انتظارات از کودکان باید متناسب با توانایی‌های آنان باشد. تحمیل خواسته‌های والدین، در کودکان ایجاد اضطراب می‌کند.

72ـ  انتقاد سازنده، به جای انتقاد از کل شخصیت کودک با لفظ (بد(، والدین باید رفتار مورد نظر را با لحنی آرام، مورد بررسی قرار دهند.

73ـ آزادی مناسب و قانونمند به کودکان، باعث پرورش اعتماد به نفس در آنان است. عکس آن، باعث متّکی شدن کودکان به دیگران می‌باشد.

74ـ خودداری از تنبیه و خشونت؛ تهدید، خشونت و تنبیه مخرّب، کودکان را نسبت به خود بی‌اعتماد می‌سازد.

75ـ خانواده‌ی آرام و سالم، محیطی آرام و محلّی برای رشد کودکان و تربیت آنان است. ناآرامی والدین تأثیر سوء در آرامش روان و تربیت آنان دارد.

76ـ آزاردهنده‌ترین وسیله‌ی روانی برای کودکان، اختلافات و نزاع والدین است. پنهان داشتن اختلاف و منازعات والدین از کودکان بهترین هدیه برای آنان است.

77ـ تقویت رفتار مصمّم، مطمئن و سالم در کودکان یکی از وظایف والدین است.

78ـ افزایش مهارت‌های اجتماعی در کودکان، به‌ویژه کودکان کم‌رو، سبب افزایش اعتماد به نفس در کودکان است.

79ـ افزایش قدرت کودکان و نوجوانان در مقابل حوادث و ناکامی‌ها، کلید ورود به جامعه است.

80ـ افزایش تجربه‌های موفق کودکان، والدین باید و در مقابل تجربه‌های ناموفق آنان را سرزنش نکنید.

81ـ اجازه‌ی ابراز وجود به کودکان و هدایت صحیح آنها، راهی دیگر برای اعتماد به نفس آنان است.

82ـ ترساندن کودکان از مسائل ذهنی، به تدریج اعتماد به نفس کودکان را از بین می‌برد.

83ـ برآورده‌کردن توقّعات معقول کودکان، و توجیه خواسته‌های غیر معقول آنان، در مسیر صحیح امری ضروری است.

84ـ والدین از سرزنش کودکان در حضور جمع خودداری کنند، رفتار بد آنان را در جای خلوت و به صورت خصوصی، تذکّر و آموزش دهند.

85ـ والدین با بچّه‌ها هم‌بازی شوند؛ اما بازی قانون‌مدار، از هر کسی سه خطا سرزد، او را از بازی اخراج کنند.

86ـ والدین بهتر است به رفتارهای غیر اصولی کودکان نخندند، و رفتار مناسب آنان را تحسین کنند.

87ـ اگر والدین در فضای آرام و آشتی، در مورد رفتار نامناسب با کودکان صحبت کنند، بهتر و مؤثرتر است.

88ـ برای پیشگیری از ترس کودکان، اتاق خواب آنان همیشه نور کمی داشته باشد.

89ـ والدین هفته‌ای یکبار به کودکان اجازه بدهند به جای غذایی که دوست ندارند، آنچه را که دوست دارند بخورند.

90ـ والدین کودکان را با توجّه به شرایط سنّی، در امور اجتماعی شرکت دهند، چون این کار سبب رُشد آنان می‌شود.

91ـ والدین، کودکان را در تصمیم‌گیری کمک کنند، و گام به گام تا حصول نتیجه‌ی نهایی در کنارشان باشند.

92ـ والدین پس از هر شکست، به بچه‌ها مجال دهند که آن را بپذیرند، و آنگاه به اتفاق درباره‌ی علل آن بحث و گفتگو کنند. این کار بهتر است، تا برای پیشگیری از شکست روحیه‌ کودکان، آن را پنهان کنند.

93ـ والدین کودکان را نسبت به مسایل حسّاس، به تدریج حسّاسیت‌زدایی کنند. مانند ترس از بلندی که با بردن تدریجی کودکان به ارتفاع بالاتر، ترس کودکان به تدریج از بین می‌رود.

94ـ والدین از دشنام و بدزبانی نسبت به کودکان پرهیز نمایند، زیرا دشنام تیر زهرآلودی است، فقط باید علیه دشمنان از آن استفاده کرد، نه علیه کودکان.

95ـ والدین بهتر است برای کودکان خط و نشان ترسیم نکنند. ترسیم خط و نشان در مقابل رفتار کج کودکان، آنان را دچار استرس و نگرانی می‌کند.

96ـ والدین مالکیت کودکان را محترم بشمارند، و حقوق مادی آنان را ضایع نکنند؛ تا عقده‌های دوران کودکی در بزرگسالی آنان را وادار به تجاوز به حقوق دیگران نکند.

97ـ تنها گذاشتن کودکان کمتر از دوازده سال، ترس‌آور و برای آنان زیان‌آور است. والدین حدالأمکان از تنهاگذاشتن کودکان خودداری نمایند.

98ـ والدین بعد از سن دوازده سالگی، ابتدا کودکان را با فاصله‌ی کم تنها بگذارند و در فاصله‌ی تنهایی با آنان تماس بگیرند.

99ـ اگر کودکان عادت به تنها ماندن گرفتند، والدین باید آموزش‌های لازم را، از جمله شماره ‌تلفن‌های اضطراری برای تماس به آنها بدهند.

100ـ والدین محترم باید بدانند، مطلوب‌ترین روش برای روبروشدن با گستاخی نوجوانان گفت‌وگو در فضای آرام و کم‌تنش است. تهاجم متقابل به گستاخی دامن می‌زند.

101ـ والدین محترم بدانند، بهترین راه برای کم‌کردن کمرویی کودکان، تشویق آنان به فعالیت‌های عمومی، افزایش تعامل با سایر همسالان و جلوگیری از فعالیت‌های تنهای او، مثل تلویزیون.